تبليغاتX

ماه بودم...آه شدم

ماه بودم...آه شدم

سوم خرداد

گشودن چشم بر سياهي ها

روز شنيدن صداهاي ناهنجار

 شروع نشست و برخاست با بزرگترها

بي واسطه

روز تولد من

سوم خرداد

 

پ ن

گیسو به باد داد

توفان

شد

خانه ام خراب

نوشته شده توسط در چهارشنبه سوم خرداد 1391 |
باید خبری می بود

بین او و ابلیس

وگرنه حوا آنقدر هم سر به هوا نبود  که

سیب بگیرد

از دست هر کاسه لیس

پ ن

از سی و دو حرف الفبا

سی ما فقط چهار حرف بس است

س ی م ا

پ ن  در پ ن

"سی" در زبان بختیاری به معنی "برای" است

نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 |
زیر کنج عنکبوت خوش اتاق

زانو بغل می کنم

کاش می توانستم تار بتنم

به شکار

بوی خوش ترانه های تو

نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 |
مچاله می شوم

به مرگ

  

که می اندیشم

 به تو

مرگ را مچاله می کنم

می گذارم

                           کنار

نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 |
غمگین

گاه هم

 خشمگین

به هر طرف که نگاه می کنم

نگاهم می کنند

که چرا ندادمشان به کودکان مشتری

و من  در ذهن ام  هی می شمارم صفر پول ها را

کاش بردن عروسک نیازبه پول  نداشت

 

 

نوشته شده توسط در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 |
۱

کاتر

فکر کودک بیمار

انگشت پرت شده

۲

بچه بغل مادر

اتوبوس واحد

جیک جیک گنجشک ها

 پ ن

چشم آبی آواز پرنده
به شاخ و برگ درخت که رسید
انگار رود به کویر
درخت شکوفه داد

نوشته شده توسط در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 |
سوسک

جـ

یـ

غ

دمــــــــــپــایی

نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 |

شب

ستاره

من

بی تو

ماه هم غمگین بود

پ ن 

1

هوا،هوای بهاری ست

ندا ،ندا ی ساز و شادی ست

نمی دانم اما چرا این همه

دل من  زمستان و بارانی ست

2

  آهسته
کمی آرام تر
این آیینه نیست
دل است
که رو در روی تو ایستاده است

3

 

·         ترس
برادر مرگ است
و مرگ مهربانتر از
ترس

 

4

پ ن در  پ ن

دوستی روزی توصیه کرد اگر قلم نداشتی (در خیابان)در گوشی همراه ات یادداشت کن ذهن آمده هایت را امروز که خواستم این کاررا بکنم دیدم ای وای گوشی به خاطر نداشتن شارژ خامو ش شده است...

  قلم که نبود
دلم خوش بود به همراهی گوشی
نه باتری زوار در رفته اش
می ترسم
شعر هایم
در هوا بپرند



نوشته شده توسط در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 |
سه  جریان و رویداد ۱۱ اردیبهشت را در ذهن من ماندگار نموده است

اولی: شخصی و خصوصی است (تبریک دارد)

دومی: روز جهانی کارگر است (شادی دارد)

سومی:

تاريخ به ذهنم نمي ماند خوب

چه آمدن ها

چه رفتن ها

اما اين يكي نه

يازده ارديبهشت

روز گرفتن جان از دلارام

آرام

آرام

پ ن:

دلارام دارابی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
دلارا دارابی
زادروز ۷ مهر ۱۳۶۵
رشت
درگذشت ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ (سن:۲۲ سال)
زندان مرکزی رشت
آرامگاه باغ رضوان رشت
ملیت  ایران

دلارا دارابی (زاده ۷ مهر ۱۳۶۵-۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸) دختری ایرانی بود که به جرم قتل عمد در زندان لاکان رشت اعدام شد. پذیرفته نشدن رد اتهامش و صدور حکم اعدام در سن ۱۷ سالگی، در تعارض با پیمانهای بین المللی حفظ حقوق کودکان، و برپایی نمایشگاه نقاشی‌های وی در دوران زندان بسیار خبرساز بود او پیش از زندان علاوه بر نقاشی شعر نیز می‌گفت و پیانو می‌نواخت.

نوشته شده توسط در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 |
تو می روی

 من می مانم

ما  می میرد

 

نوشته شده توسط در شنبه نهم اردیبهشت 1391 |